جامه اي نو بر اندام نظام دادرسي کشور[1]
(نقدي بر قانون اصلاح ماده 18 اصلاحي قانون تشکيل دادگاههاي عمومي و انقلاب)
دکتر مير حسين عابديان[2]
انحلال شعب تشخيص ديوان عالي کشور و حذف تجديد نظر خواهي فوق العاده به ترتيب مقرر در ماده 18 قانون اصلاح قانون تشکيل دادگاه هاي عمومي و انقلاب و ماده 2 قانون وظايف و اختيارات رئيس قوه قضاييه را، به موجب مصوبه اخير مجلس، بايد به فال نيک گرفت. اصلاحي که از همان زمان تصويب قانون اصلاح قانون تشکيل دادگاه هاي عمومي و انقلاب انتظار آن مي رفت؛ قابل پيش بيني بود که ايجاد نهاد تجديد نظر خواهي فوق العاده به ترتيب مقرر در ماده 18 اصلاحي چه مشکلاتي را در مسير رسيدگي و احقاق حق، اجراي عدالت و فصل خصومت ايجاد خواهد کرد.
اين نوشتار در مقام بررسي ايرادهاي نهاد تجديد نظر خواهي فوق الععاده نيست که صحبت در آن مقام «آسوده شبي خواهد و خوش مهتابي» و شايد با اصلاحيه اخير ضرورت يا دست کم فوريت آن نيز منتفي گرديده؛ اما به حکم تکليف، تذکراتي در باب مصوبه اخير ضروري به نظر مي رسد .
نگارنده به خاطر دارد که در زمان تصويب قانون اصلاح قانون تشکيل دادگاه هاي عمومي و انقلاب ...
[2]مستشار ديوان عالي کشور و عضو هيأت علمي دانشگاه
زیر تیغ زیر تیغ[1]
درآمد:
«زیر تیغ» مانند هر مجموعه تلویزیونی یک آغاز و یک پایانی دارد و اکنون پایان آن در راه است. با این حال، نمی توان انکار کرد که برخلاف بسیاری از مجموعه های تلویزیونی، که چه بسا آغازشان همان پایانشان باشد یا در میانه راه به پایان برسند، پایان نمایش «زیر تیغ» پایان آن نیست و می توان امیدوار بود که یک آغاز دوباره- البته واقعی- نه در تلویزیون بلکه در ذهن و فکر بینندگان مجموعه مزبور باشد.
«زیر تیغ» از جنبه های گوناگون مورد نقد و بررسی قرار گرفته و آمارها نشان می دهد که مجموعه مزبور جزو پربیننده ترین مجموعه های تلویزیونی است. با این حال، به نظر می رسد برخی جنبه های مجموعه مزبور نیازمند موشکافی دقیق تر می باشد که در ادامه مورد بررسی قرار خواهند گرفت. بیان این نکته در اینجا ضروری است که این نوشتار در پی نقد و بررسی فنی مجموعه مزبور- که دانشی خاص خود را می طلبد- نیست.
1- زیر تیغ به مثابه یک مجموعه تلویزیونی آموزشی
یکی از کارکردهای تلویزیون کارکرد آموزشی آن می باشد. گستردگی خطاب گیرها، روشهای گوناگون تأثیرگذاری بر خطاب گیرها و تأثیرپذیری بالای آنها تلویزیون را به ابزاری مناسب جهت کارکردهای آموزشی تبدیل نموده است. در این میان، و از میان گونه های متفاوت برنامه های تلویزیونی، سریال یا مجموعه تلویزیونی بنا بر ماهیت و ذات خود استعداد و ظرفیت بالایی را برای ورود به مقوله آموزش تلویزیونی از خود به نمایش می گذارد. مجموعه تلویزیونی «زیر تیغ» از این جهت یک نمونه می باشد. کارکرد آموزشی در این مجموعه با ارایه یک تصویر به نسبت واقعی از رسیدگی های کیفری در دادگاهها دنبال شده است.
2- زیر تیغ به مثابه یک فیلم حقوقی
اگرچه «زیر تیغ» یک فیلم حقوقی به معنای دقیق کلمه نیست اما به دلیل پررنگی موضوع های حقوقی در آن شاید بتوان از آن به عنوان یک فیلم حقوقی یاد کرد. نیازی به توضیح نیست که فیلم حقوقی (legal film) فیلمی است که به موضوع های حقوقی می پردازد. این که فیلم حقوقی خود یک گونه هنری است یا در زیر عنوان دیگر گونه های هنری جای می گیرد محل اختلاف است. برخی ...
هدیه روز وکیل
پرسش و پاسخ های زیر- که به یقین خوشایند وکلای عزیز نخواهد بود- و همچنین دو عکسی که در ادامه آمده است هدیه من برای روز وکیل می باشد. پیشاپیش عذر من را بابت عدم ترجمه بپذیرید. با خودم گفتم حالا که قرار است بد و بیراه گفته بشود، بهتر است به زبان اصلی باشد تا طعم اصلی داشته باشد و بیشتر بچسبد! امیدوارم در نوشته های بعدی بتوانم هم متن این پرسش و پاسخ...
روز وکیل
از قرار معلوم امروز «روز وکیل» یا به تعبیر نه چندان درست کانون وکلاء «روز وکیل مدافع» بود. صبح که تلفن همراهم را روشن کردم یک پیام کوتاه داشتم با این عبارت که «سلام، سلام، روزوم مبارک مبارک»! پیغام کوتاه مزبور را یکی از دوستان وکیل شیرازی برایم فرستاده بود. این پیغام کوتاه و دیگر موضوع هایی که در این روز با آن روبرو بودم، انگیزه ای شد تا نکته های زیر نوشته شود.
1- نخست، شوربختانه باید اعتراف نمود که هنوز جایگاه و نقش وکیل به درستی شناخته نشده است و همگان، از فرهیخته و بی سواد، درک درستی از آن ندارند. این موضوع در دادگاهها بیش از جاهای دیگر خود را نشان می دهد. تجربه نه چندان زیاد من نشان می دهد که دادگاهها وکیل را یک موجود مزاحم و دست و پا گیر می دانند و هیچ فرصتی را برای خالی کردن دق و دلی خود از دست نمی دهند. اگر بخواهم نمونه ای از رفتارهای تجربه شده را بیان کنم بد نیست به تجربه امروز- که از قضا هم زمان با روز وکیل بود- اشاره کنم. امروز برای درخواست دستور موقت ناگزیر به رفتن به هشتگرد شدم. پس از ثبت پرونده لازم بود که دادرس آن را ببیند. به همین منظور آن را نزد وی بردم. پرونده را از من گرفت و ...