توهين: يك پرونده، يك محاكمه[1]
دكتر رضا نوربها[2]
توهين: يك پرونده، يك محاكمه
از حربههاي مختلفي كه جهت محدوديتهاي گوناگون بر قانون اساسي در كشور ما فراوان استفاده ميشود، شكايات افراد، نهادها و سازمانهاي دولتي و غير آن از اشخاص و جرايد به عنوان توهين، نشر اكاذيب، تشويش اذهان عمومي و مانند آنهاست، برخي از دادگاهها نيز با دست و دلبازي فراوان تحت همين عناوين اشخاص را محكوم كرده و مجازات ميكنند كه هرچند نميتوان در همه موارد اين محكوميتها را خلاف قانون دانست اما در بسياري از حالات اعلام محكوميتها به دليل ناآشنايي برخي از مراجع قضايي به حدود و ثغور كلمات و دلبستگي بيدليل آنها به تفاسير موسع است كه اصولاً در حقوق جزا جايز نيست و اگر مراجع عالي چون دادگاههاي تجديدنظر و ديوانعالي كشور به كنترل اين آرا نميپرداختند معلوم نبود سرنوشت افراد چه ميشد!
من چون شخصاً و چند سال پيش در يكي از همين دادگاههاي معتقد به تفسير موسع و بيعلاقه به شناخت حدود كلمات حقوق جزا محاكمه و محكوم شدم اينكه ايامي چند بر اين محكوميت گذشته است صرفاً نه به عنوان گله يا شكايت كه در اين موضع بدان اعتقادي ندارم بلكه فقط منباب يك بحث حقوقي دقيق به شرح ماجرا و استنباط دادگاه و آراي دادگاههاي بدوي، تجديدنظر و ديوانعالي كشور ميپردازم كه اين حكايت واقعي نمونهاي باشد براي باز كردن اين مسايل كه ...
[2]استاد دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی و وکیل دادگستری
از تهران تا قزوین: شنیدن کی بود مانند دیدن و …
چند روزی بود که برنامههای خود را برای رفتن به قزوین بالا و پایین میکردم. بالاخره قرعه فال به نام امروز، دوشنبه، افتاد. دیشب ساعت 11:30 بود که به قصد تهیه بنزین آزاد سوار جنیفر لوپز (منظور پژو 206 صندوقدار) شدم و زدم بیرون. تلویزیون در گزارشی درباره بنزین اعلام کرده بود که برخی افراد از ساعت 11 شب به بعد برای فروش بنزین آزاد به پمپ بنزینها مراجعه میکنند. من هم که با گذشت نزدیک به یک ماه هنوز کارت سوخت دائم خود را دریافت نکرده بودم و سهمیه موقتم هم در حال تمام شدن بود به ناچار و با توکل به خدا رهسپار پمپ بنزین شدم. زندگی در جریان بود و هیچ نشانی از شب در شهر به چشم نمیخورد. کاروان عروسی و …. هنگامی که به پمپ بنزین رسیدم در جایی خارج از صف ماشین را پارک کردم تا پیاده شوم و پرس و جویم را برای بنزین آزاد شروع کنم که ناگهان یک نفر سمندسوار ...