تبليغاتX
وكيل جوان
وكيل جوان
اين وبلاگ به موضوع‌هاي مربوط به وكالت مي‌پردازد.
«معاون ارجاع به مثابه مانع ارجاع»

«معاون ارجاع به مثابه مانع ارجاع»

چهارشنبه بود و آخرین روز هفته و من با توجه به عجله بیش از اندازه موکلم برای طرح هر چه سریع‌تر شکایت ناگزیر شدم تا محور برنامه‌های آن روزم را بر انجام خواسته موکل بنا نهم. شب پیش بررسی‌های لازم را در مورد طرح شکایت انجام دادم و صبح شکایت‌نامه را تنظیم نموده و یک راست برای نقش تمبر وکالتی به کانون وکلاء رفتم. پس از این که به دلیل برخی سهل‌انگاری‌های گریزپذیر بیش از یک ساعت زمان را از دست دادم، نزدیک‌های ظهر بود که به دادسرای ناحیه 7 سیدخندان رسیدم. شکایتم را به منشی معاون ارجاع دادم. نگاهی به شکایت مزبور انداخت. پرسید که آیا طرح دو شکایت در یک شکایت‌نامه امکان‌پذیر است که پاسخ دادم به دلیل این که شکایت‌کننده و شکایت‌شونده یک شخص می‌باشند منع قانونی وجود ندارد. مدتی نزدیک به نیم ساعت چشم انتظار باقی ماندم تا بالأخره صدایم کردند. از قرار معلوم معاون ارجاع- که بعدتر با نقش مهرش بر پشت شکایت‌نامه سید نورالدین نورالدینی نام گرفت- در مورد شکایت سخنی با من داشت. چکیده حرف وی این بود که موضوع جنبه کیفری ندارد و اگر هم داشته باشد به دلیل این که تنها یک روز به پایان مدت اجاره باقی مانده است موکل من که مستأجر می‌باشد دیگر سمتی نخواهد داشت و برای یک روز هم طرح شکایت معنایی ندارد....


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  87/06/25ساعت   توسط جواد كارگزاري  | 

کارشناس حقوقی یا کارشناس مانع‌تراشی!!!

کارشناس حقوقی یا کارشناس مانع‌تراشی!!!

پنجشنبه ساعت 4:30 بامداد بود که به همراه موکلم- که یکی از دوستان گرامی است- راهی دامغان شدم تا نامه رفع توقیف حساب نزد صندوق تعاون دامغان را برده و در راستای توافق‌های انجام شده با صاحب حساب مبلغ توقیف شده را دریافت و چک توقیف‌کننده حساب را باز پس دهم. ساعت نزدیک به 9 صبح بود که صندوق تعاون دامغان بودیم. نامه را به رییس صندوق تعاون نشان دادم و او نیز پس از چند تلفن و دورنگار کردن «نامه توقیف حساب» و «نامه رفع توقیف» برای کارشناس حقوقی صندوق تعاون- آقای بهنام سهرابی – در سمنان اعلام نمود که مشکل خاصی وجود ندارد. تماسی با صاحب حساب گرفتم که اعلام نمود به دلیل بازدید استاندار سمنان از محل پروژه‌اش نمی‌‌تواند بیاید. برای همین هم پس از نزدیک به یک ساعت که از حضور ما در صندوق تعاون می‌گذشت، به همراه موکلم بیرون آمدیم تا نفسی تازه کنیم و اگر بشود چیزی بخوریم. اندکی از 11 گذشته بود که صاحب حساب حضورش را در صندوق تعاون اعلام نمود. دست از پا درازتر ...


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  87/06/05ساعت   توسط جواد كارگزاري  | 

 
domain parking for domains
PageRank Tool