تمکین خاص زوج و قبول زحمت جناب قاضی!
زنی نزد قاضی رفت و گفت این شوی من حق مرا ضایع میسازد و حال آن که من زنی جوانم. مرد گفت: من آنچه توانم کوتاهی نکنم. زن گفت: من به کم از پنج مرتبه راضی نباشم! مرد گفت: لاف نزنم که مرا بیش از سه مرتبه یارا نباشد. قاضی گفت: مرا حالی عجب افتاده است. هیچ دعوی بر من عرض نکنند مگر آن که از کیسه من چیزی برود! باشد آن دو مرتبه دیگر را من در گردن گیرم!
حکایت "خر ما از کرگی دم نداشت"!
مردي خري ديد به گل در نشسته و صاحب خر از بيرون كشيدن آن درمانده. مساعدت را (براي كمك كردن) دست در دُم خر زده، قُوَت كرد (زور زد). دُم از جاي كنده آمد. فغان از صاحب خر برخاست كه «تاوان بده»! مرد به قصد فرار به كوچهاي دويد، بنبست يافت. خود را به خانهاي درافگند. زني آنجا كنار ...
حکایت وکیل و موکل!

قاضی همدان[۱]
قاضی همدان را حکایت کنند که با نعلبند پسری سر خوش بود و نعل دلش در آتش.[۲] روزگاری در طلبش متلهّف[۳] بود و پویان و مترصّد[۴] و جویان و بر حسب واقعه گویان:
در چشم من آمد آن سهی[۵] سرو بلند/بربود دلم ز دست و در پای فکند
این دیده شوخ میکشد دل به کمند/خواهی که به کس دل ندهی دیده ببند
شنیدم که در گذری پیش قاضی آمد. برخی از این معامله به سمعش رسیده و زایدالوصف[۶] رنجیده....
قانون، عدالت و خشونت
قانون ناعادلانه خود نوعی خشونت است؛ مجازات برای نقض چنین قانونی به طریق اولی چنین است.
ماهاتما گاندی
وکالت و رابطه جنسی
برخی افراد همواره به رابطه جنسی میاندیشند؛ برخی افراد گاهگاهی درباره آن فکر میکنند؛ و برخی هرگز به آن نمیاندیشند: آنها وکیل میشوند.
وودی آلن، کارگردان، نویسنده و بازیگر
موت فرضی و ...!
مسافری در شهر بلخ جماعتی را دید که مردی زنده را در تابوت انداخته و به سوی گورستان میبرند و آن بیچاره مرتب داد و فریاد میزند و خدا و پیغمبر را به شهادت میگیرد که: الله، بالله من زندهام! چطور میخواهید مرا به خاک بسپارید؟...
قاضی و رشوه!
همه کس را دندان به ترشی کُنْد شود مگر قاضیان را که به شیرینی.
قاضی چو به رشوت بخورد پنج خیار/ثابت کند از بهر تو ده خربزه زار[۱].
گلستان سعدی، باب هشتم، در آداب صحبت.
قاضی به مثابه دانشجوی حقوق!
هر قاضی دانشجوی حقوقی است که در حال پاسخ دادن به پرسشهای آزمون خود میباشد.
اچ ال منکن، روزنامهنگار و منتقد ادبی آمریکایی
هیأت منصفه
هیأت منصفه شامل 12 عضو انتخابی است برای این که تصمیم بگیرند چه کسی وکیل بهتری است.
قانون و سوسیس
از کشکول حقوقی (2)
قانون مانند سوسیس است. بهتر آن است که در حال ساخته شدن به آن نگاه نشود!
اتو فون بیسمارک، نخستین صدراعظم امپراتوری آلمان
اشتباههای بزهکارها
از کشکول حقوقی (1)
1. مردی که به اتهام همراه داشتن مواد مخدر در پونتیاک میشیگان متهم گردید، ادعا نمود که به طور غیر قانونی مورد بازرسی بدنی قرار گرفته بوده است. افراد پلیس اعلام داشتند که آنها برآمدگی در جیبش دیدند که ...
Merry Christmas in Legal Terms
درآمد: به نظرم رسید که بد نیست وبلاگ وکیل جوان از این حالت خشک حقوقی که با نوشتههای پیشین به خود گرفته است، خارج شود. برای همین تصمیم گرفتم جستجویی در فضای مجازی داشته باشم و چند شوخی وکالتی را برای درج در وبلاگ انتخاب کنم. به هنگام جستجو به نوشتهای با عنوان «قانون تبریک کریسمس» (شادباش کریسمس به زبان حقوقی) برخورد نمودم که با توجه به حال و هوای سال نوی مسیحی مناسب دیدم در وبلاگ بیاورم. نخست تصمیم گرفتم آن را ترجمه کنم. دیدم ترجمه آن زیاد جالب از آب در نمیآید که از خیر آن گذشتم. دوم این که، پارسال در وبلاگ «توکیل»، متعلق به آقای بهروز جوانمرد، نوشتهای را با عنوان «MY LEGAL CONGRATULATION: MERRY NOWROUZ, AND A HAPPY NEW YEAR» خواندم که در آن زمان به آقای جوانمرد برای ذوقی که به کار برده بودند در دل آفرین گفتم. اکنون به نظر میرسد که نوشته مزبور با برخی تغییرهای جزیی شکلی برگرفته از نوشته زیر و نوشتارهای دیگری است که برای نمونه میتوان به نوشتاری با عنوان «Christmas greetings: Drafting of...» اشاره کرد. برخی ایرادهای ماهوی در نوشتار انگلیسی آقای جوانمرد وجود دارد که میتواند تأییدی بر حدس و گمان بالا باشد. سوم این که، سال نوی مسیحی که همزمان با تحول و انقلاب زمستانی بوده و با اندکی تفاوت زمانی همزمان با جشن یلدای ایرانیان باستان و پیروزی نور بر تاریکی است را شادباش میگویم.
Please accept without obligation, express or implied, these best wishes for an environmentally safe, socially responsible, low stress, non addictive, and gender neutral celebration of the winter solstice holiday as practiced within the most enjoyable traditions of the religious persuasion of your choice (but with respect for the religious or secular persuasions and/or traditions of others, or for their choice not to practice religious or secular traditions at all) and further for a fiscally successful, personally fulfilling, and medically uncomplicated onset of the generally accepted calendar year (including, but not limited to, the Christian calendar, but not without due respect for the calendars of choice of other cultures). The preceding wishes are extended without regard to the race, creed, colour, age, physical ability, religious faith, choice of computer platform, or sexual preference of the wishee(s).
What is the oldest profession
A physician, an engineer, and an attorney were discussing who among them belonged to the oldest of the three professions represented. The physician said, "Remember, on the sixth day God took a rib from Adam and fashioned Eve, making him the first surgeon. Therefore, medicine is the oldest profession
The engineer replied, "But, before that, God created the heavens and earth from chaos and confusion, and thus he was the first engineer. Therefore, engineering is an older profession than medicine
Then, the lawyer spoke up. "Yes," he said, "But who do you think created all of the chaos and confusion
خودت خجالت بكش!
يه روز يه نفر رو به جرم دزدي مي برن دادگاه. قاضي ميگه خجالت بكش اين دفعه چهارمه كه مياي دادگاه. طرف به قاضي مي گه تو خجالت بكش كه هر روز اينجايي!!!
There are no honest lawyers
A lawyer named Impos Syble was shopping for a tombstone. After he had made his selection, the stonecutter asked him what inscription he would like on it.
"Here lies an honest man and a lawyer," responded the lawyer.
"Sorry, but I can't do that," replied the stonecutter. "In this state, it's against the law to bury two people in the same grave. However, I could put `here lies an honest lawyer'."
"But that won't let people know who it is!" protested the lawyer.
"Sure it will," retorted the stonecutter."People will read it and exclaim,"That's impossible!"
THE BROTHEL
The madam opened the brothel door to see a rather dignified,
well-dressed good looking man in his late 40s or early 50s.
"May I help you?" she asked.
"I want to see Valerie," the man replied.
"Sir, Valerie is one of our most expensive ladies. Perhaps you would prefer someone else," said the madam.
"No. I must see Valerie," was the man's reply.
Just then, Valerie appeared and announced to the man that she
charged $1,000 a visit. Without hesitation, the man pulled out ten
one-hundred dollar bills, gave them to Valerie, and they went upstairs....
هدیه روز وکیل
پرسش و پاسخ های زیر- که به یقین خوشایند وکلای عزیز نخواهد بود- و همچنین دو عکسی که در ادامه آمده است هدیه من برای روز وکیل می باشد. پیشاپیش عذر من را بابت عدم ترجمه بپذیرید. با خودم گفتم حالا که قرار است بد و بیراه گفته بشود، بهتر است به زبان اصلی باشد تا طعم اصلی داشته باشد و بیشتر بچسبد! امیدوارم در نوشته های بعدی بتوانم هم متن این پرسش و پاسخ...