تبليغاتX
وكيل جوان
وكيل جوان
اين وبلاگ به موضوع‌هاي مربوط به وكالت مي‌پردازد.
روز وکیل

روز وکیل

از قرار معلوم امروز «روز وکیل» یا به تعبیر نه چندان درست کانون وکلاء «روز وکیل مدافع» بود. صبح که تلفن همراهم را روشن کردم یک پیام کوتاه داشتم با این عبارت که «سلام، سلام، روزوم مبارک مبارک»! پیغام کوتاه مزبور را یکی از دوستان وکیل شیرازی برایم فرستاده بود. این پیغام کوتاه و دیگر موضوع هایی که در این روز با آن روبرو بودم، انگیزه ای شد تا نکته های زیر نوشته شود.

1-      نخست، شوربختانه باید اعتراف نمود که هنوز جایگاه و نقش وکیل به درستی شناخته نشده است و همگان، از فرهیخته و بی سواد، درک درستی از آن ندارند. این موضوع در دادگاهها بیش از جاهای دیگر خود را نشان می دهد. تجربه نه چندان زیاد من نشان می دهد که دادگاهها وکیل را یک موجود مزاحم و دست و پا گیر می دانند و هیچ فرصتی را برای خالی کردن دق و دلی خود از دست نمی دهند. اگر بخواهم نمونه ای از رفتارهای تجربه شده را بیان کنم بد نیست به تجربه امروز- که از قضا هم زمان با روز وکیل بود- اشاره کنم. امروز برای درخواست دستور موقت ناگزیر به رفتن به هشتگرد شدم. پس از ثبت پرونده لازم بود که دادرس آن را ببیند. به همین منظور آن را نزد وی بردم. پرونده را از من گرفت و با ناراحتی آن را روی میز پرت کرد و بدون این که اجازه دهد سخنی بگویم گفت: به سلامت! بفرمایید! یعنی این که زودتر شرت را کم کن! تجربه نشان داده است که در چنین مواقعی جر و بحث کردن هیچ نتیجه ای ندارد. من هم بازگشتم. در داخل سالن یکی از همکاران که بنا بر ادعا 30 سال سابقه کار قضایی داشت و در همان شعبه پرونده داشت رو به من کرد و گفت: بهتر است بروم و یک روز دیگر بیایم. از تجربه خودش سخن گفت. هم درد دلی کرد و هم سعی داشت مرا آرام کند. این تجربه و تجربه هایی از این دست به خوبی نشان می دهد که هنوز جایگاه و نقش وکیل به درستی شناخته نشده است.

2-      صرف نظر از ناشناخته ماندن جایگاه و نقش وکیل در جامعه، نکته تأسف برانگیزتر دیگر عدم وجود هیچ تلاش جمعی برای شناساندن جایگاه و نقش وکیل در جامعه است. به عبارت دیگر، با وجود نامطلوب بودن وضعیت موجود، هیچ تلاشی برای گذر از آن و رسیدن به وضعیت مطلوب به چشم نمی خورد.

3-      در گاهشمار رسمی کشور روزی به نام روز وکیل وجود ندارد. نامگذاری هفت اسفند به نام روز وکیل ابتکار کانون وکلاء است.[1] شاید به همین دلیل است که هیچ خبر و نشانی از وجود چنین روزی در رسانه های همگانی دولتی مانند صدا و سیما به گوش و چشم نخورده و نمی آید. هیچ مقام دولتی، دست کم قوه قضاییه، نیز چنین روزی را تبریک نمی گوید. این خود وکلاء هستند که باید این روز را به خودشان تبریک بگویند! «سلام، سلام، روزوم مبارک مبارک»! جالب تر از همه این که «مرکز امور مشاوران حقوقی، وکلاء و کارشناسان قوه قضاییه» که عهده دار امور مربوط به مشاوران حقوقی وابسته به قوه قضاییه است نیز چنین روزی را تبریک نمی گوید. این هم از ویژگی های جامعه هایی مانند ایران است که نهادهای صنفی چشم دیدن همدیگر را ندارند! شاید هم این امر نشان خوبی باشد از این که وکیل دولتی وکیل نیست! وقتی آنها این اجازه را نداشته باشند که روز وکیل را به همکاران خود تبریک بگویند، می توان از آنها انتظار داشت که در برابر قاضی از استقلال شایسته و بایسته حرفه وکالت برخوردار باشند؟! بگذریم. این بی توجهی به روز وکیل، از سوی هر شخص یا نهاد، نشان از جایگاه وکالت در فرهنگ این مرز و بوم دارد.[2] هنوز وکالت و استفاده از وکیل جزیی از فرهنگ ما نگردیده است. اگرچه الزامی شدن استفاده از وکیل در دادگاهها نویدبخش گسترش فرهنگ وکالت است، اما رویکرد سلطه طلبانه از اساس اشتباه قوه قضاییه در موضوع وکالت فرصت نوید و فرصت مزبور را به راهی دیگر خواهد برد که با فرهنگ استفاده از وکیل ناهمساز است.

4-      نمی توان از روز وکیل سخن گفت بی آن که از کانون وکلاء به عنوان انجمن صنفی وکلاء چیزی نگفت. در مورد کانون وکلاء سخن بسیار است. امروز که با پیام کوتاه روز وکیل را به تمام دوستان وکیلم شادباش و مبارک باد گفتم یکی از دوستان ضمن شادباش و تبریک در پایان پیامش این جمله را نوشته بود: «به امید آن که روزی از کانون وکلاء بخاری برخیزد»! این جمله نشانگر برآورده نشدن انتظارات و چشم داشت هایی است که همکاران وکیل از کانون وکلاء به عنوان یک نهاد صنفی دارند. آن چه که من در این مدت کوتاه از عملکرد کانون دریافته ام آن است که کانون پویایی کافی در برخورد با موضوع های مختلف صنفی را نداشته و می تواند عملکردی بهتر از آنچه که اکنون است داشته باشد. برای نمونه می توان به بی عملی کانون وکلاء در مورد بزرگداشت روز وکیل اشاره کرد. دست کم پایگاه خبررسانی کانون وکلاء چنین نشان می دهد. در پایگاه مزبور هیچ اطلاع رسانی در مورد برنامه های کانون وکلاء در مورد روز مزبور وجود ندارد! با این حال، نباید فراموش کرد که اکنون که با موضع گیری های خاص رییس قوه قضاییه در مورد استقلال کانون وکلاء نفس وجود کانون مزبور مورد تردید قرار گرفته است فرصت مناسبی برای طرح درخواست های صنفی نیست. مقام های مسوول در کانون وکلاء نیک می دانند که عدم بیان درخواست های مزبور به معنای عملکرد بی عیب و نقص آنها نبوده و نمی تواند باشد.

5-      در کشورهای دیگر به ویژه کشورهای برخوردار از حکومت قانون و دولت قانونمدار شأن و جایگاه وکیل بالاتر از آن است که کسی بتواند بی آن که کلاه از سرش بیفتد به آن نگاه کند. وکیل در چنین کشورهایی، برای نمونه ایالات متحده آمریکا، هم وجدان نظام حقوقی و هم موکل بوده و باید باشد، چرا که اگر او چنین نباشد، هیچ کس دیگری نمی تواند چنین باشد. حال پرسش این است که آیا در کشور ما نیز وکیل از چنین جایگاهی برخوردار است؟ شاید پاسخ به این پرسش زیاد سخت نباشد، اما ترجیح می دهم به جای پاسخ به آن به راه دستیابی به شأن و جایگاه مزبور اشاره کنم. اگر در کشورهای قانونمدار، شأن و جایگاه بالای قانون در زندگی اجتماعی وابستگان قانون را ارج و مرتبتی بالا بخشیده است، در کشور ما این خود وکیل است که باید با عملکرد خویش شأن و جایگاه مزبور را به دست آورد. این واقعیت وظیفه و تعهد سختی را بر دوش تک تک افراد عضو جامعه وکلاء قرار می دهد.


[1]جستجوی من نشان می دهد که روزی به نام روز جهانی وکیل هم نداریم.

[2]هنگامی که به موضوع جایگاه وکالت در فرهنگ کنونی ایران فکر می کردم به نظرم رسید سری به پایگاه اطلاع رسانی شورای عالی انقلاب فرهنگی بزنم و ببینم که آیا شورای مزبور در این زمینه، یعنی جنبه های فرهنگی وکالت، کاری انجام داده است یا نه. واژه «وکیل» را در بخش جستجوی پایگاه مزبور ( هم تمام پایگاه و هم مصوبه ها) جستجو کردم. بی نتیجه بود. واژه «گاو» را زدم. جستجو بی نتیجه نبود. دست کم واژه مزبور در یک متن گزارش مربوط به سیاست فرهنگی بنگلادش آمده بود! خدا رحم کرد که جستجوی دوم بی نتیجه نبود و گرنه انجمن حمایت از حقوق حیوانات، که به نظر فعال تر از کانون وکلاء بوده و حرفش هم در میان مقام های مسوول بیشتر خریدار دارد، به بی توجهی فرهنگی شورای عالی انقلاب فرهنگی اعتراض می نمود!

|+| نوشته شده در  85/12/08ساعت   توسط جواد كارگزاري  | 

 
domain parking for domains
PageRank Tool