لایحه گوسفندی![1]
دیروز که رفتم دادگاه یه اتفاق جالب افتاد، وکالتنامه رو با لایحه خیلی مرتب دادم به قاضی، طبق معمول زیر و روش کرد و خوند و این ور اون ورش کرد و مچاله سنجاقش زد و انداخت جلوم گفت برو ثبتش کن.
منم که عادت داشتم بی خیال بردم پیش مدیر. چند نفری هم تو اطاق بودن... لایحه را با دو انگشتش گرفت بالا و داد زد که: خانم کارآموز، تازه کار، همیشه گوسفندی لایحه می بری؟
من شوکه شدم، اونایی که تو اطاق بودن خندیدن؛ با خنده اونا خیلی لجم گرفت خونسرد گفتم: این گوسفند کاری رو آقای قاضی کرده می خوای صداش کنم به خودش بگی؟
از حال رفت، رنگش کبود شد؛ یکی از اونا که تو اطاق بود گفت: خانم وکیل، استاد ، شما چند ساله وکیلی؟ این دادگستری کلی ایراد داره شنیدید که ...
با اعتماد حرفشو قطع کردم و گفتم اگه لازمه تا بگم قاضی بیاد .... حالا من ول نمی کردم ...
[1]این خاطره را سرکار خانم آزاده عبداله زاده، کارآموز وکالت، برای وبلاگ «وکیل جوان» ارسال کرده اند. با سپاس از لطف ایشان.