شأن وکیل: چند نکته درباره مشاورهای حقوقی موضوع ماده 187 قانون برنامه سوم توسعه
از زمانی که ماده 187 قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی زمینه بروز و پدیداری ساختاری موازی با کانون وکلاء جهت اعطاء پروانه وکالت گردید و تا اکنون که با وجود عدم تمدید ماده مزبور در قانون چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی قوه قضاییه برخلاف قانون ساختار موازی مزبور را حفظ نموده و اقدام به برگزاری آزمون و اعطاء غیر قانونی پروانه وکالت مینماید بحثهای زیادی درباره این رویداد ناگوار و نابخردانه طرح گردیده است که در جای خود ارزشمند و قابل تأمل بوده و البته از موضوع این نوشتار خارج است.
در این نوشتار از زاویه موضوع «شأن وکیل» به بیان چند نکته درباره مشاورهای حقوقی موضوع ماده 187 قانون برنامه سوم توسعه میپردازم که برآیند تجربهها و دیدههای خودم میباشد. در وهله نخست به این نکته اشاره میکنم که بزرگترین بیاحترامی به این دسته از افراد را خود دولت به معنای عام کلمه انجام داد که در قالب یک قانون نسنجیده موقتی پنج ساله و به طور خیلی کلی و مبهم درباره آنها به قانونگذاری پرداخت و زمینه و بستر طرح انتقادهای گوناگون و شکلگیری نوعی نگاه منفی علیه این دسته از دانشآموختگان حقوق را فراهم نمود. اگر این دسته از مشاورهای حقوقی شایسته ارج و احترام هستد که به طور قطع چنین است، پرداختن به آنها در قالب قانونی موقتی و ناسنجیده نمیتواند ابزار مناسبی برای تدارک آن ارج و احترام باشد.
صرفنظر از ایراد اساسی بالا که به شدت شأن مشاورهای موضوع ماده 187 را خدشهدار میسازد، شوربختانه خود مشاورهای مزبور نیز با رفتارهایی نسنجیده و خلاف عرف شأن خویش را خدشهدار نموده و مینمایند که به چند مورد اشاره میگردد:
1- عدم توجه به نوع پوشش: یکی از ایرادهایی که به وکلای موضوع ماده 187 از دید من وارد است عدم توجه به نوع پوشش است. در چند بار برخورد با مشاورهای مزبور این نکته بسیار به چشم میآید. عدم توجه به این نکته چنان است که بر همین اساس به خوبی میتوان میان مشاورهای مزبور و وکلای دادگستری تمییز قایل گردید.اگر اشتباه نکنم در یکی از روزهای پس از یکی از شبهای قدر ماه رمضان بود که در شعبه 124 دادگاه عمومی حقوقی تهران در مجتمع باهنر برای رسیدگی تعیین وقت شده بود. وکیل طرف مقابل از مشاورهای حقوقی موضوع ماده 187 بود. هنگامی که پیش از جلسه دادگاه او را دیدم از وضع ظاهریش تعجب کردم. پیراهنش را روی شلوارش انداخته بود و از کت هم خبری نبود. وارد دادگاه که شدیم در همان ابتدا قاضی به شدت با وی برخورد و از طرز پوشش وی ایراد گرفت که وی نیز در توجیه نحوه پوشش خود آن را به شرکت در مراسم شب قدر و نداشتن وقت کافی جهت تدارک پوشش مناسب (کت و شلوار) ربط داد که قاضی نپذیرفت و به وی اعلام نمود همان طور که خودش ملزم به رعایت پوشش مناسب است وی نیز چنین است و در صورت تکرار موضوع را به عنوان تخلف گزارش خواهد نمود.
2- اعلام شماره همراه در تابلوهای محل کار: من تاکنون ندیدهام که برای نمونه یک پزشک در تابلوی محل کار خود شماره تلفن همراه خود را اعلام نماید. به همین ترتیب یک مشاور روانشناس یا روانپزشک یا سردفتر اسناد رسمی و …. همچنین جز یک مورد، من تاکنون ندیدهام که وکلای دادگستری در تابلوی محل کار خود شماره همراه خود را بیاورند. اما در مورد مشاورهای حقوقی موضوع ماده 187 تا دلتان بخواهد بدون استثناء دیدهام که شماره تلفن همراه خود را در تابلوهای محل کار خود آوردهاند (به عکس زیر بنگرید). از دید من این کار خلاف شأن یک وکیل یا مشاور حقوی است. شماره همراه یک وکیل یا مشاور حقوقی وسیله ارتباط میان وی با موکلهایش است و نه وسیله بازاریابی تلفنی! اگر قرار است وکالتی پذیرفته شود بهتر آن است که آداب آن نیز رعایت گردد.
