تعریف پیوند نمایندگی
قانونگذار در ماده ۶۵۶ ضابطه مدنی و تعریف پیوند نمایندگی میپردازد و میگوید نمایندگی عقدی است که به طبق آن یکی از دوجانب طرف دیگر را برای اجرا امری نایب خود می کند.
نمایندگی متشکل از سه عنصر موکل، وکیل و مورد نمایندگی است و وکیل بایست عاقل و بالغ و مختار باشد و محجور و غیر رشید نمیتواند موکل واقع شود. اینگونه موکل بایست نسبت به آنچه نمایندگی میدهد مالک را جایز و تصرف باشد وکیل هم بایست عاقل و بالغ و مختار و افزون بر آن توان به اجرا مورد نمایندگی باشد.
مورد نمایندگی هم بایست از اموری باشد که قابل توکیل نیست.
تعهدات وکیل و موکل
مبحث دوم با عنوان تعهدات وکیل و مبحث سوم به عنوان تعهدات موکل توضیح داده شده.در این دو مبحث هم عقیده به واحد بودن موکل و وکیل دارد و تنها در مورد ۶۷۰ فرض تعدد وکیل را پیشبینی میکند .
تأثیر فوت یکی از وکلا و نمایندگی دیگری می پردازد بدون اینکه به تاثیر حجر یکی از وکلا و نمایندگی دیگری عقیده کند ولی در اصلا مادهای به تعدد موکلین پرداخته است.
به علت اینکه طبق ماده ۱۸۳ پیوند به عبارت است از اینکه یک چند نفر در مقابل یکی از چند نفر دیگر تعهد و عمل می نمایند و مورد قبول آنها باشد هرچند این تعریف در مورد پیوند نمایندگی کامل نیست زیرا پیوند عهدی را در بر میگیرد و شامل لغو تمدید نمیشود ولی بی گمان پیوند نمایندگی یک پیوند عهدی است را شامل میشود.
در مبحث چهارم در ماده ۶۷۸ ضابطه گذار طرق گوناگون انقضاء نمایندگی را بیان می کند و می گوید نمایندگی به طرق زیر منتقضی میشود:
یک عزل موکل
دو استعفای وکیل
سه جنون وکیل و موکل
وظیفه موکل در مقابل وکیل
همانگونه که می بینیم در هر چهار مبحث قانونگذار با فرض اینکه موکل و وکیل متعدد نیست ماده این فصل نوشته است جز در ماده ۶۷۰ که به تعدد وکلا عقیده کرده است لذا سوالاتی به وجود می آید که اگر موکلین در نمایندگی واحد متعدد باشند هر کدام چه وظایفی در مقابل هم و چه وظایفی در مقابل وکیل و وکلا دارند و حدود اختیارات آنها چه هست ؟
از جمله وظایفی که هر یک از موکلین در مقابل سایر موکلین بر عهده دارد این است که تمام خارجی که وکیل یا وکلا برای اجرا نمایندگی خود نموده است و اینگونه حق الوکاله را که مطابق توافق بایست بپردازد را پرداخت نماید و تعهداتی را که در حدود نمایندگی اجرا داده را اجرا دهد.
هریک از موکلین به تنهایی نمیتواند نحوه اجرا مورد نمایندگی را تغییر دهد. اینگونه اغلب نمایندگی نسبت به متوقف یا محجور منقضی میشود و نسبت به دیگر باقی میماند و عملا نمایندگی وکیل یا وکلا در مورد آنها نافذ و در مورد متوقف یا محجور باطل است.
پیوند نمایندگی از مهمترین عقود جایز میباشد. نمایندگی افزون بر حقوق مدنی از مباحث با اهمیت آیین دادرسی هم وجود دارد. آئین دادرسی مدنی مصوب ۱۳۷۸ باب دوم از ماده ۳۱۴۷ و آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ ماده پراکنده مثل ماده ۱۹۰ ۳۴۶ و ۳۸۵ مقررات مرتبط به نمایندگی دادگستری را در بر دارد. در ضابطه مدنی ماده ۶۵۶ و ۶۸۳ به این مسئله اختصاص داده شده است.
تعریف پیوند نمایندگی
قانونگذار در ماده ۶۵۶ ضابطه مدنی و تعریف پیوند نمایندگی میپردازد و میگوید نمایندگی عقدی است که به طبق آن یکی از دوجانب طرف دیگر را برای اجرا امری نایب خود می کند.
نمایندگی متشکل از سه عنصر موکل، وکیل و مورد نمایندگی است و وکیل بایست عاقل و بالغ و مختار باشد و محجور و غیر رشید نمیتواند موکل واقع شود. اینگونه موکل بایست نسبت به آنچه نمایندگی میدهد مالک را جایز و تصرف باشد وکیل هم بایست عاقل و بالغ و مختار و افزون بر آن توان به اجرا مورد نمایندگی باشد.
مورد نمایندگی هم بایست از اموری باشد که قابل توکیل نیست.
تعهدات وکیل و موکل
مبحث دوم با عنوان تعهدات وکیل در صورتی که آنلاین و شبانه روزی باشد و مبحث سوم به عنوان تعهدات موکل توضیح داده شده.در این دو مبحث هم عقیده به واحد بودن موکل و وکیل دارد و تنها در مورد ۶۷۰ فرض تعدد وکیل را پیشبینی میکند .
تأثیر فوت یکی از وکلا و نمایندگی دیگری می پردازد بدون اینکه به تاثیر حجر یکی از وکلا و نمایندگی دیگری عقیده کند ولی در اصلا مادهای به تعدد موکلین پرداخته است.
به علت اینکه طبق ماده ۱۸۳ پیوند به عبارت است از اینکه یک چند نفر در مقابل یکی از چند نفر دیگر تعهد و عمل می نمایند و مورد قبول آنها باشد هرچند این تعریف در مورد پیوند نمایندگی کامل نیست زیرا پیوند عهدی را در بر میگیرد و شامل لغو تمدید نمیشود ولی بی گمان پیوند نمایندگی یک پیوند عهدی است را شامل میشود.
در مبحث چهارم در ماده ۶۷۸ ضابطه گذار طرق گوناگون انقضاء نمایندگی را بیان می کند و می گوید نمایندگی به طرق زیر منتقضی میشود:
- یک عزل موکل
- دو استعفای وکیل
- سه جنون وکیل و موکل
وظیفه موکل در مقابل وکیل
همانگونه که می بینیم در هر چهار مبحث قانونگذار با فرض اینکه موکل و وکیل متعدد نیست ماده این فصل نوشته است جز در ماده ۶۷۰ که به تعدد وکلا عقیده کرده است لذا سوالاتی به وجود می آید که اگر موکلین در نمایندگی واحد متعدد باشند هر کدام چه وظایفی در مقابل هم و چه وظایفی در مقابل وکیل و وکلا دارند و حدود اختیارات آنها چه هست ؟
از جمله وظایفی که هر یک از موکلین در مقابل سایر موکلین بر عهده دارد این است که تمام خارجی که وکیل یا وکلا برای اجرا نمایندگی خود نموده است و اینگونه حق الوکاله را که مطابق توافق بایست بپردازد را پرداخت نماید و تعهداتی را که در حدود نمایندگی اجرا داده را اجرا دهد.
هریک از موکلین به تنهایی نمیتواند نحوه اجرا مورد نمایندگی را تغییر دهد. اینگونه اغلب نمایندگی نسبت به متوقف یا محجور منقضی میشود و نسبت به دیگر باقی میماند و عملا نمایندگی وکیل یا وکلا در مورد آنها نافذ و در مورد متوقف یا محجور باطل است.