برای توضیح بیشتر در ادامه مقاله به بررسی تعریف اهلیت ، انواع آنومفهوم اهلیت در قراردادها می پردازیم .
تعریف اهلیت
اهلیت در لغت به معنای شایستگی ، داشتن لیاقت و سزاواری آمده است .
اهلیت در اصطلاح را می توان توانایی قانونی شخص برای دارا شدن حق یا اجرای آن دانست .
انواع اهلیت
ماده 958 قانون مدنی : هر انسان، متمتع از حقوق مدنی خواهد بود لیکن هیچ کس نمیتواندحقوق خود را اجرا کند مگر این که برای این امر اهلیت قانونی داشته باشد .
طبق این ماده دو نوع اهلیت داریم : اهلیت تمتع و اهلیت استیفا
1)اهلیت تمتع :
به معنای صاحب حق شدن و شایستگی دارا شدن حق و تکلیف است . همه اشخاص دارای اهلیت تمتع هستند و می تواند صاحب حق باشند حتی صغار و مجانین .
طبق ماده ۹۵۶ قانون مدنی،اهلیت برای دارا بودن حقوق با زنده متولد شدن انسان شروع و با مرگ او تمام میشود .
در نتیجه ، انسان بودن ملاک اهلیت تمتع است و همین که شخص زنده متولد شد ، توانایی دارا شدن حق را کسب می کند و این تا زمان مرگ او ادامه دارد .
همچنین بر اساس ماده 957 قانون مدنی ، حمل از حقوق مدنی متمتع میگردد مشروط بر این که زنده متولد شود . پس حمل نیز اهلیت تمتع دارد ؛ اما به این شرط که زنده متولد شود ، حتی اگر بلافاصله بعد از آن بمیرد .
2)اهلیت استیفا :
به معنای شایستگی اجرای حق و تکلیف است . اهلیت استیفا را می توان قدرت اعمال حق دانست . براساس اهلیت استیفا ، شخص می تواند در اموال و حقوق خود تصرف کند و معامله انجام دهد .
رابطه اهلیت تمتع و اهلیت استیفا ،عموم خصوص مطلق است . یعنی کسی که اهلیت استیفا دارد ، اهلیت تمتع هم دارد اما هرکس اهلیت تمتع دارد اهلیت استیفا ندارد .
مفهوم اهلیت در قراردادها
ماده 190 قانون مدنی می گوید :برای صحت هر معامله شرایط ذیل اساسی است:
1)قصد طرفین و رضای آنها
2)اهلیت طرفین
3)موضوع معین که مورد معامله باشد
4)مشروعیت جهت معامله
هم چنین در ماده 210 قانون مدنی آمده ، متعاملین باید برای معامله اهلیت داشته باشند.
پس اهلیت طرفین یکی از شرایط اساسی صحت معامله است .
مطابق با ماده 211 قانون مدنی ، برای این که متعاملین، اهل محسوب شوند باید بالغ و عاقل و رشید باشند .
پس بلوغ ، عقل و رشد از شرایط داشتن اهلیت است و شخص زمانی اهلیت استیفا دارد که بالغ ، عاقل و رشید باشد .
در ادامه به بررسی هریک از این شرایط می پردازیم .
بلوغ :
طبق تبصره یک ماده 1210 قانون مدنی ،سن بلوغ در پسر پانزده سال تمام قمری و در دختر نه سال تمام قمری است .
در مقابل بالغ بودن ، صغیر قرار دارد و صغیر کسی است که به سن بلوغ نرسیده است .
صغیر به دو قسم صغیر غیرممیز و صغیر ممیز تقسیم می شود .
صغیر غیرممیز کسی است که قوه تمیز خوب و بد را ندارد و اعمال حقوقی و آثار آن را درک نمی کند .
صغیر ممیز به سن بلوغ نرسیده اما دارای قوه تمیز و تشخیص است . صغیر ممیز مفهوم عقد و معامله را می فهمد ولی به تنهایی نمی تواند اموال خود را اداره کند ؛ زیرا ممکن است از روی بی تجربگی اموال خود را از دست بدهد .
در حقوق ایران سن خاصی برای صغیر ممیز و غیر ممیز تعیین نشده و تشخیص آن با قاضی است .
ماده 1210 قانون مدنی : هیچ کس را نمیتوان بعد از رسیدن به سن بلوغ به عنوان جنون یا عدم رشد محجور نمود مگر آن که عدم رشد یا جنون او ثابت شده باشد.
تبصره ۱: سن بلوغ در پسر پانزده سال تمام قمری و در دختر نه سال تمام قمری است.
تبصره ۲: اموال صغیری را که بالغ شده است در صورتی میتوان به او داد که رشد او ثابت شده باشد.
عقل :
عاقل بودن یکی دیگر از شرایط اهلیت داشتن است .
منظور از عاقل بودن این است که قوای دماغی شخص سالم باشد .
در مقابل عقل ، جنون قرار دارد و حالتی است که اراده شخص را دچار اختلال می کند و موجب می شود ، شخص در آن قدرت و توانایی درک و تمییز اعمال خود را نداشته باشد.
به کسی که قوه تعقل ندارد و از خوب و بد اعمال خود بی اطلاع است مجنون گفته می شود .
جنون به دو نوع جنون دائمی و جنون ادواری تقسیم می شود .
در جنون دائمی ، حالتجنون همیشگی و دائمی است .
اما در جنون ادواری ، شخص برای مدتی حالت جنون دارد ؛ بعد حالت افاقه و هوشیاری و مجدد حالت جنون به او دست می دهد .
رشد :
آخرین شرط برای اهلیت داشتن ، رشد است .
رشید کسی استکه تصرفات در اموالش عاقلانه باشد .
در مقابل آن غیررشید (سفیه) است و به کسی گفته می شود که توانایی اداره اموال خود را به صورت متعارف و معمول در جامعه و عقل معاش در امور مالی ندارد .
در واقع شخص غیر رشید در اکثر معاملات خود فریب می خورد و مغبون می شود ؛ مثلا پول زیادی برای یک کالای ارزان قیمت و بی کیفیت می دهد .
ماده 1208 قانون مدنی : غیر رشید کسی است که تصرفات او در اموال و حقوق مالی خود عقلایی نباشد.
در حال حاضر 18 سال تمام سن اماره رشد برای متعاملین است و افراد زیر 18 سال نیاز به اثبات رشد در دادگاه دارند .
در واقع قبل از 18 سالگی اصل بر عدم رشد است ؛ مگر خلاف آن ثابت شود . بعد از 18 سالگی اصل بر رشد است ؛ مگر خلاف آن ثابت شود . اما در دختران از 9 تا 18 سالگی و پسران از 15 تا 18 سالگی ، می توان حکم رشد از دادگاه گرفت .
معاملات محجورین
حجر به معنی ممنوع بودن شخص از تصرف در اموال و حقوق مالی خود است .
محجور کسی است که نمی تواند ازحق خود استفاده کند .
طیق ماده 213 قانون مدنی، معامله محجورین نافذ نیست.
و در ماده 1207 قانون مدنی نیز آمده است ، اشخاص ذیل محجور و از تصرف در اموال و حقوق مالی خود ممنوع هستند:
1)صغار
2)اشخاص غیر رشید
3) مجانین
معاملات صغیر :
معاملات صغیر غیرممیز باطل و بلا اثر است ؛ اما در مورد صغیر ممیز باید قائل به تفکیک شویم . تملیک بلاعوض و معاملات معوض او غیر نافذ است(تنفیذ آن در صورت مصلحت با ولی یا قیم است )؛ اما تملک بلاعوض او مثل هدیه گرفتن صحیح است
ماده 1212 قانون مدنی : اعمال و اقوال صغیر تا حدی که مربوط به اموال و حقوق مالی او باشد باطل و بلااثر است معذلک صغیر ممیز میتواند تملک بلاعوض کند مثل قبول هبه و صلح بلاعوض و حیازت مباحات .
معاملات اشخاص غیررشید :
معاملات سفیه در امور غیرمالی صحیح است ؛ چون سفیه هم بالغ است و هم قدرت تصمیم گیری و اراده دارد و فقط در امور مالی مصلحت خود را تشخیص نمی دهد .
در امور مالی نیزتملیک بلاعوض و معاملات معوض او غیر نافذ و تملک بلاعوض او مثل هدیه گرفتن صحیح و نافذ است .
ماده 1214 قانون مدنی : معاملات و تصرفات غیر رشید در اموال خود نافذ نیست مگر با اجازهی ولی یا قیم او اعم از این که این اجازه قبلاً داده شده باشد یا بعد از انجام عمل. معذلک تملکات بلاعوض از هر قبیل که باشد بدون اجازه هم نافذ است.
معاملات مجنون :
مجنون دائمی تمام معاملاتش باطل است .
اما در مورد مجنون ادواری باید بین زمان جنون و افاقه تفکیک قائل شویم .
معاملات مجنون ادواری در حال جنون مطلقا باطل و در حال افاقه صحیح است .(درصورت وجود دیگر شرایط صحت معامله)
در صورت اختلاف بین حالت جنون و افاقه ؛ اگر حکم جنون ادواری صادر شده باشد ، اصل بر جنون است و درصورتی که حکم جنون ادواری صادر نشده باشد ، اصل بر افاقه است .